یک جرعه ملکوت

باشد ظهور کنی ای عزیز

 

روی گرفته گرچه ازآثار خستگی ست
مهتاب پشت ابر نشان خجستگی ست

چشمت به صلح می کشدم ابرویت به جنگ

وقتی که بین لشکریانت دو دستگی ست

می سوزد و به عاشق خود رو نمی دهد

راز عروج شمع همین دل نبستگی ست

مانند کوه های دو زانوی منتظر

گاهی سعادت دو جهان در نشستگی ست

حتی به پاسخ سه سلامت نمی رسم

با اینکه در نماز مسافر شکستگی ست

تالحظه ی ظهور تو شب ها برای ما

مهتاب پشت ابر نشان خجستگی ست‌

 

مهدی رحیمی

+نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/٢ساعت٧:٤۱ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

من خسته ام ، تو خسته ای آیا شبیه من ؟

یک شاعر شکسته ی تنها شبیه من

 

حتی خودم شنیده ام از این کلاغها

در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من

 

امروز دل نبند به مردم که می شود

اینگونه روزگار تو ــ فردا ــ شبیه من

 

ای هم قفس بخوان که ز سوز تو روشن است

خواهی گذشت روزی از اینجا شبیه من

 

من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن

در شهر کشته اند کسی را شبیه من

 

زنده یاد نجمه زارع

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٦ساعت۱٠:۱٦ ‎ق.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

رفیق ِحادثه‌هایی به رنگ ِ تقدیـــــــــری

اسیر ثانیه‌هایی شبیه ِ زنجیـــــــــــــری

در این رسانه‌ی دنیـــــــــا میان ِ برفک‌ها

نه مانده از تو صدایی،نه مانده تصویــری

رسیده سن حضـــــورت به سن نوح اما

شمار  ِ مــــــــردم کشتی نکرده تغییری

هزار جمعه‌ی بی‌تو گذشته از عمــــــرم

هــــــــــــــزار سال  پیاپی دچار تأخیری

شبیه کودک ِ زاری شدم که در بــازار...

،تو دست  گمشده‌ها را مگر نمی‌گیری؟

...........................

کاظم بهمنی

 

آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

 

      همان گونه که مستحضر هستید مسابقه عشق نوشته های مهدوی امسال نیز تحت توجهات حضرت ولیعصر روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا و با عنوان بی قراری ها  بر گزار شد و قرار بود نتایج همزمان با عید سعید فطر اعلام گردد.

به لطف حضرت پروردگار مطالب ارسالی دوستان امسال از نظر کمی و کیفی نسبت به سالهای گذشته پر بار تر بود که همین مسئله و ناقص بودن برخی از آثار (که با صاحبان اثر مکاتبه و در حال تکمیل آنها هستیم) موجب تاخیر در بحث داوری و اعلام نتایج مسابقه گردید .

لذا در این پست گزارشی از روند مسابقه و نتایج حاصل تا این لحظه به حضور دوستان تقدیم می گردد و انشا الله پس از طی مراحل داوری در پست آتی اسامی داوران و نتایج مسابقه اعلام می گردد .

از مجموع 75 نظر ارسالی به پست مسابقه و همچنین چندین ایمیلی که با دوستان رد و بدل گردید تعداد 70 اثر به بخش داوری راه یافتند که به تفکیک در بخش های زیر قرار گرفته اند :

اشعار کلاسیک شامل   42   اثر

اشعار نو شامل   10   اثر

متون ادبی شامل   18   اثر

مجموع این آثار بزودی و پس از جمع بندی نهایی ، بصورت بی نام در اختیار داوران قرار خواهد گرفت.

 

باشد ظهور کنی آی عزیز

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢۳ساعت۱٠:٤٠ ‎ق.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()


چشم انتظاری

  من از تو می نویسم و از اشک جاری ام

 از حد گذشته مدت چشم انتظاری ام

  انگار فرق می کند این بار ، ‌رفتنت

 یک جور دیگر است تب بی قراری ام

  من سعی می کنم که شبم را جلا دهم

 با گردسوز روشن امیدواری ام

  تعجیل کن در آمدنت ای صبور من

 گسترده نیست دامنه ی بردباری ام

  من کیستم که شعر بگویم برای تو

 باید افق دوباره بیاید به یاری ام

سید حسین هاشمی نژاد

 

اسلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

       فرارسیدن اعیاد شعبانیه را خدمت همه دوستان تبریک و تهنیت عرض می نمایم . طبق سنوات گذشته امسال هم عید نیمه شعبان و تولد قطب عالم امکان بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه را با برگزاری مسابقه عشق نوشته های  مهدوی تحت عنوان بیقراری ها گرامی میداریم .

 

موضوع : دلنوشته ها و اشعار و درد دل هایمان خطاب به مولایمان مهدی موعود .

 

نحوه ارسال آثار : گذاشتن پیام برای این متن .

 

مهلت ارسال : نیمه ماه مبارک رمضان

 

زمان اعلام نتایج : همزمان با عید فطر (پایان ماه مبارک رمضان)

 

خواهشمند است دوستان فقط آثار شخصی خود را برای شرکت در مسابقه ذکر نمایند و حتما آدرس ایمیل و وبلاگ خود را یاداشت نمایند .

یاد آور می شود از میان پیامهای گذاشته شد به نفرات برگزیده جوایزی اهدا می گردد که برگ سبزی است تحفه درویش و سله همه ما با مولایمان انشا الله.

 

باشد ظهور کنی ای عزیز

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٤ساعت٤:۱٠ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

دلم برای شما شعر های تازه نوشت

  

به خون قلم زد و با اذن و با اجازه نوشت

  

شما که خوب ترید از تمام آدمیان

 

دوبیت اول خود را به استعاضه نوشت

 

 دلم نگاه به من کرد دید بیمارم

 

نوشت نام مرا و سپس جنازه نوشت

 

نوشت خسته شده بس که منتظر مانده


نوشت دوری و من را میان بازه نوشت 

.

.
.

بیست و سوم فروردین ۱۳۸۸

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت٢:٠۱ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

 

 

به نام عشق


در نجف سینه بی قرار از عشق


گفت:لایمکن الفرار از عشق

 


 

غزلی نذر حضرت مولا


مولای ما نمونهء دیگر نداشته است


اعجاز خلقت است و برابر نداشته است


وقت طواف دور حرم فکر می کنم


این خانه بی دلیل ترک برنداشته است


دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی


آیینه ای برای پیمبر نداشته است


سوگند می خورم که نبی شهر علم بود


شهری که جز علی در دیگر نداشته است


طوری ز چارچوب در قلعه کنده است


انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است


یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود


یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است


چون روز روشن است که در جهل گمشده است


هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است


این شعر استعاره ندارد برای او


تقصیر من که نیست برابر نداشته است



بهار هشتاد و شش

 

سید حمیدرضا برقعی

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢ساعت۱۱:۳٤ ‎ق.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

اشاره کن که بهار از درخت سر بزند

شکوفه بال بگیرد، پرنده پر بزند

اشاره کن، تو بخواه از نسیم برخیزد

به سمت خانه بیاید، دوباره در بزند

که می‌تواند با یک اشاره کوتاه

به دشت رنگی از این دست خوب‌تر بزند؟

نسیم صبح نفسهای توست، ای موعود!

که آمدست به شهر شکوفه سر بزند

اشاره کن که خزان از درخت برخیزد

اشاره کن که بهاری دوباره سر بزند

سمیه خسروی

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٤ساعت٦:٥٥ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

در آسمان غزل عاشقانه بال زدم

 

به شوق دیدنتان پرسه در خیال زدم

 

در انزوای خودم با تو عالمی دارم

 

به لطف قول وغزل قید قیل و قال زدم

 

کتاب حافظم از دست من کلافه شدست

 

چقدر آمدنت را چقدر فال زدم

 

غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکست

 

همان شبی که برایش تورا مثال زدم

 

غزال من غزلم، محو خط و خال تو شد

 

چه شاعرانه بدون خطا به خال زدم

 

به قدر یک مژه بر هم زدن تورا دیدم

 

تمام حرف دلم را در این مجال زدم...

 سید حمیدرضا برقعی

 

دوستان همراه و عزیزان منتظر

 ضمن عرض سلام و ادب و عذر خواهی از تاخیر در اعلام نتایج مسابقه بهار مهربان

نظر دوستان را به مطالب انتخاب شده جلب می نمایم :

بعد از مشورت با چند تن از دوستان ادیب و صاحب نظر و با توجه به این که تمامی

اشعار و دل نوشته های عزیزان شایان و قابل تامل بود  آثار دوستان

برسی گردید و نهایتاً یک نفر از عزیزان بعنوان برنده انتخاب گردیدند.

و هدیه ای برسم یادگار به این عزیز اهدا گردید،

که برگ سبزی ست تحفه درویش

 سله همه ما نزد مولایمان انشا الله.

و اما برنده مسابقه :

آقای امید شکر الله زاده

 

آقا محمد عزیز سلام
راستش خودت که می دونی من شاعر نیستم اما این شعر رو که دیدم یادت افتادم دلم نیومد برات نفرستم.


همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟!

به کسی جمال خود را ننموده‏یی و بینم

همه جا به هر زبانی، بود از تو گفت و گویی!

غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم

تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویی!

به ره تو بس که نالم، ز غم تو بس که مویم

شده‏ام ز ناله، نالی، شده‏ام ز مویه، مویی

همه خوشدل این که مطرب بزند به تار، چنگی

من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی!

چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی؟

چه شود که کام جوید ز لب تو، کامجویی؟

شود این که از ترحّم، دمی ای سحاب رحمت!

من خشک لب هم آخر ز تو تَر کنم گلویی؟!

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت!

سر خُمّ می سلامت، شکند اگر سبویی

همه موسم تفرّج، به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی!

نه به باغ ره دهندم، که گلی به کام بویم

نه دماغ این که از گل شنوم به کام، بویی

ز چه شیخ پاکدامن، سوی مسجدم بخواند؟!

رخ شیخ و سجده‏گاهی، سر ما و خاک کویی

بنموده تیره روزم، ستم سیاه چشمی

بنموده مو سپیدم، صنم سپیدرویی!

نظری به سویِ (رضوانیِ) دردمند مسکین

که به جز درت، امیدش نبود به هیچ سویی‏

 

باشد ظهور کند آن عزیز

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢٠ساعت٧:٢٠ ‎ق.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

بنام حضرت دوست

 

هلا بهارمهربان !

که نام آسمانیت دمی نیفتد از زبان من،

ببین چگونه ارغوانی خیال تو، مرا خراب کرده است

و شرقی نجابت نگاه تو،

تمام استقامت مرا مذاب کرده است، چه حکمتی است در بلند قامتت،

که شعر من طواف می کندتو را !

تو را، که بهترین بهانه ای برای عاشقانه های من

- ترانه های من -

...هلا بهار مهربان!

که پرشکوفه می کنی زمخت سنگ را،

واشتیاق کوچ می دهی درنگ را،

دل سیاه من دخیل گیسوان تو،

توسبزی تبسم منی ، توفصل پنجم منی ...

و با حضورسبز تو

چه جاودانه می شود

بهارقلبهای ما

سیده مریم هاشم زاده

 

اسلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

       فرارسیدن اعیاد شعبانیه را خدمت همه دوستان تبریک و تهنیت عرض می نمایم . طبق سنوات گذشته امسال هم عید نیمه شعبان و تولد قطب عالم امکان بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه را با برگزاری مسابقه عشق نوشته های  مهدوی تحت عنوان بهار مهربان گرامی میداریم .

 

موضوع : دلنوشته ها و اشعار و درد دل هایمان خطاب به مولایمان مهدی موعود .

 

نحوه ارسال آثار : گذاشتن پیام برای این متن .

 

مهلت ارسال : نیمه ماه مبارک رمضان

 

زمان اعلام نتایج : همزمان با عید فطر (پایان ماه مبارک رمضان)

 

خواهشمند است دوستان فقط آثار شخصی خود را برای شرکت در مسابقه ذکر نمایند و حتما آدرس ایمیل و وبلاگ خود را یاداشت نمایند .

یاد آور می شود از میان پیامهای گذاشته شد به نفرات برگزیده جوایزی اهدا می گردد که برگ سبزی است تحفه درویش و سله همه ما با مولایمان انشا الله.

 

باشد ظهور کنی ای عزیز


+نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۱٤ساعت٢:٥٧ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()

سلام علی آل یاسین

 

 ایام ربیع الاول بر همه دوستان عزیز و عاشقان اهل بیت مبارک باد

 

و چند بند از یک مربع ترکیب فاطمی...

 

از سید حمید رضا برقعی

 

 

شنیده می شود از آسمان صدایی که...


کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...


نبود هیچ کسی جز خدا،خدایی که...


نوشت نام تورا ،نام اشنایی که ـ


پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد


و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد


نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد


نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد


نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد


دلیل خلق زمین و زمان معین شد


نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است


غزل  قصیده ی نابی که در ازل گفته است


نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد


ز درک خاک مقام فراتری دارد


خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد


درون خانه بهشت معطری دارد


پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت


برای وصف تو از عرش واژه بر می داشت


چرا که روی زمین واژه ی وزینی نیست


و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست


و جای صحبت این شاعر زمینی نیست


و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست



خدا فراتر از این واژه ها کشیده تورا


گمان کنم که تورا، اصلا آفریده تورا


که گرد چادر تو آسمان طواف کند


و زیر سایه ی آن کعبه اعتکاف کند


ملک ببیند وآنگاه اعتراف کند


که این شکوه جهان را پر از عفاف کند


کتاب زندگی ات را مرور باید کرد


مرور کوثر و تطهیرو نور باید کرد


در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود


و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود


درون خانه ی تو نان فقر آجر بود


شبیه شعب ابی طالب از خدا پر بود


بهشت عالم بالا برایت آماده است


حصیر خانه ی مولا به پایت افتاده است


به حکم عشق بنا شد در آسمان علی


علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی


چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!


 به نان خشک علی ساختی، به نان علی


از آسمان نگاهت ستاره می خواهم


اگر اجازه دهی با اشاره می خواهم-


به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم


کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم


شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم


و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم


به شعر از نفس افتاده جان تازه بده


و مادری کن و اینبار هم اجازه بده


به افتخار بگوییم از تبار توایم


هنوز هم که هنوز است بی قرار توایم


اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم


کنار حضرت معصومه در کنار توایم


فضای سینه پر از عشق بی کرانهء توست


(کرم نما و فرود آ که خانه خانهء توست)


 

 

 

http://parsedarkhial.blogfa.com/post-12.aspx

 

باشد ظهور کند آن عزیز

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٢٠ساعت۱۱:٥٧ ‎ق.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()