یک جرعه ملکوت

باشد ظهور کنی ای عزیز

این الحسن این الحسین این ابناء الحسین صالح بعد صالح و صادق بعد صادق این السبیل بعد السبیل ...

اسلام علیک یا ابا عبدلله


صحبت از موسی وطور و ذوق عمرانی بس است

من پدر می خواستم توضیح عرفانی بس است

قرعه ی آن قبله ی سیار بر ما اوفتاد

ای خرابه غبطه بر دیوار نصرانی بس است

روح کامل گشت ومن هر روز لاغر می شوم

فصل تجرید است -از پیکر نگهبانی بس است

گریه را مخفی نخواهم کرد زیر آستین

تیغ از رو بسته ام عرفان پنهانی بس است

بوسه ای بر من بدهکاری ز وقت رفتنت

پس ادا کن قرض خود ـ این صبر طولانی بس است  

شرح مویی که ندارم بیش از این از من مخواه  

از پریشان حالی ام هر قدر می دانی بس است

هر چه خوردم زخم بود و زخم بود و زخم بود

دختر تو سیر شد از شام مهمانی بس است

یک رقیه جان از آن لبها برایم خرج کن

محفل طفلانه را آیات قرآنی بس است

 

این الطالب بدم المقتول بکربلا ...

 

باشد ظهور کند آن عزیز

+نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٧ساعت۸:٤۱ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()