یک جرعه ملکوت

باشد ظهور کنی ای عزیز

از مرز ابرهای بهاری عبور کرد


چشمی که رد پای شما را مرور کرد

تنها به شوق لمس شما ابر بی‌امان


یک شهر را به وسعت باران نمور کرد

روزی هزار مرتبه تقویم نا‌امید


تاریخ روز آمدنت را مرور کرد

تأثیر یک غروب غم‌انگیز جمعه بود


مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد

اصلاً خیال روی شما سال‌های سال


دیوان شاعران جهان را قطور کرد...

سید حمیدرضا برقعی

 

اسلام علیک یا ابا صالح المهدی

دوستان همراه و عزیزان منتظر

 ضمن عرض سلام و ادب و عذر خواهی از تاخیر در اعلام نتایج مسابقه توسل سبز

نظر دوستان را به مطالب انتخاب شده جلب می نمایم :

بعد از مشورت با چند تن از دوستان ادیب و صاحب نظر و با توجه به این که تمامی

اشعار و دل نوشته های عزیزان شایان و قابل تامل بود در دو مرحله آثار دوستان

برسی گردید و نهایتاً دو نفر از عزیزان مشترکا بعنوان برنده انتخاب گردیدند.

یک ربع سکه بهار آزادی برای این مسابقه بعنوان جایزه در نظر گرفته شده

که برگ سبزی ست تحفه درویش و بطور مشترک به این دو عزیز اهدا می گردد

 سله همه ما نزد مولایمان انشا الله.

و اما برندگان مسابقه :

 

خانم مریم حقیقت

اصلن دلم گرفته همین مطلع،یعنی به سمت حضرتتان پرواز

یعنی غزل غزل به تو پیوستن،یعنی دوباره های مرا آغاز

در من هزار آهوی سرگردان قصد حریم امن تو را کرده ست

ای آخرین ستاره پناهم باش،در شب ترین زمانه ی بی اعجاز

وقتی هوای حوصله ام ابریست،حتی حضور پنجره بی معنیست

کم کم به شب نشسته دلم ای کاش،دستی مرا به سمت تو می شد باز

در من دمیده عطر نگاهی خیس از آسمان آخر دلتنگی

برمن ببار هرچه غریبانه است ای بغض های تلخ مرا همراز

سهمم کبوترانه پریدن بود در جاده های طوسی چشمانت

حالا چه فرق می کند این پرواز از رشت می رسد به تو یا شیراز

 

و آقای مجید معارف وند

برای آمدنت پر شد از هیاهوها

ز چشمها مژه‏ها راه آب و جاروها

به احترام تو کز راه می‏رسی روزی

از ابتدای جهان خم شدند ابروها

از آن شبی که نگاهی به باغها کردی

ز شوق خون شده دلهای آلبالوها

و سمت دیگری از باغ محو چشم تو بود

که از نگاه تو شیرین شدند لیموها

و لابه لای نفسهای شب  شمیم تو است

که عطر می‏وزد از گیسوان شب بوها

ز قند شیرینتر بود قصه‏ی لب تو

که لال ماند از اول زبان کندوها

فقط اشاره‏ای از تو برای ما کافیست

که بشکنیم به نامت طلسم و جادوها

 


باشد ظهور کند آن عزیز

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/٩ساعت٤:٥٩ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()