یک جرعه ملکوت

باشد ظهور کنی ای عزیز

دلم برای شما شعر های تازه نوشت

  

به خون قلم زد و با اذن و با اجازه نوشت

  

شما که خوب ترید از تمام آدمیان

 

دوبیت اول خود را به استعاضه نوشت

 

 دلم نگاه به من کرد دید بیمارم

 

نوشت نام مرا و سپس جنازه نوشت

 

نوشت خسته شده بس که منتظر مانده


نوشت دوری و من را میان بازه نوشت 

.

.
.

بیست و سوم فروردین ۱۳۸۸

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٤ساعت٢:٠۱ ‎ب.ظتوسط سید محمد حسین روان بخش | نظرات ()