نتايج

محض یار مهربان آن مونس و آرام جان                        ناله از دل سر دهم وز هجر او اشکم روان<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کاش میگشتی عیان ای شمس هستی بخش جان                می نمودی زنده دلهای تمام انس و جان 

     

اسلام علیک یا ابا صالح المهدی

 

ضمن تشکر از تمامی دوستانی که در مسابقه زیباترین عشق نوشته های مهدویت شرکت کردند و عذر خواهی 

از تأخیر چند ماهه در اعلام نتایج این مسابقه نظر دوستان را به مطالب انتخاب شده جلب می نمایم .

 

شایان ذکر است کلیه مطالب و عشق نوشته های دوستان درخور توجه بود ، لیکن نسبت به بضاعت کنونی وبلاگ مشترکاً دو تن از دوستان به عنوان برندگان مسابقه معرفی میگردند و عشق نوشته های ایشان در پایان متن حاظر درج میگردد . امید است این بضاعت ناچیز مقبول درگاه احدیت و حضرتش قرار گیرد .

 

باشد ظهور کنی ای عزیز 

 

 1.مستشارنظامی  :

 

گمان کنم که زمانش رسیده برگردی                        به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی

هزار بیت فرج نذر می کنم شاید                             به دفتر غزلم ای قصیده برگردی

مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی                        به شهر سبز ترین آفریده برگردی

گمان کنم که زمانش...گمان کنم حالا                       که پلک شاعری من پریده برگردی

نگاه کن به خدا بی تو زندگی تنهاست                      قبول کن که زمانش رسیده برگردی

                                                

                                                    يا مهدی

 

 

 

Yaanaa2.

 

یه روز اومدم بهت گفتم:دیگه خسته شدم،می دونی؟

فکر میکنم دیگه خدا هم منو نگاه نمی کنه !

کاراتوگذاشتی کناروپیشم نشستی،نگام کردی وگفتی:خدا ؟

دیگه هیچ وقت این جمله رونگو.اگه خدا نمی خواست،الان من کنارت نبودم.

گفتم:دلم تنگه!گفتی:فکرنمی کنی لازمه گهگداری اینجوری بشی؟

گفتم:ولی ازپادراومدم.دیگه نمی تونم بلندشم.گفتی:پس خواست خودت چی؟

خداکه دستتوگرفته.کاش خدارومی دیدی،وقتی پابه پای بلندشدنت کنارت بود،

امیدت بود،پناهت بودوتکیه گاهت.....

کارسختی نیست خدارواحساس کردن.......

من بلند شدم،حتماًدیدی.هنوزهم هرازگاهی که توان ایستادن روازدست میدم،

میام پیشت که همه میگن:حاضری ودرنظرغایب،

ولی هنوزنتونستم بفهمم،چراهروقت حتی اگه دیربه دیرصدات کنم هیچ وقت ازم نمی پرسی:

وقتی که شادبودی ومی خندیدی،من نبودم؟حالاکه هنگامه ی غمهات شد،پیداشدم؟

وهنوزم،هروقت دلم میگیره،یادم میاد:کارسختی نیست خدارواحساس کردن.......

 

/ 11 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش شفاعی

موفق باشی و در مسابقه های بعدی ما رو هم خبر کنی

او

از اينکه به من سر زدی سپاس .... اين هم يک بيت از يک شاعر تاجيک... در اين زمان جنونجلوه هليوودی کجادلی تپد از نغمه های داوودی

مجتبي.م

مثل هميشه زيبا به روز کرديد/ ياعلی

مجتبي.م

سلام ممنون که سر زدید خیلی لطف کردید موفق باشید

سلیمه

سلام به سید محمد حسین روانبخش عزیز. دوست خوبم من بعد از نود و بوقی آپ کردم. بدو بيا. اين تو بميری از اون تو بميريهاست !!!! موفق باشی. يا علی ...

kazem sabzi

سلام. ممنون از توجهتان. موفق باشيد و بهروز

سلیمه

سلام به دوست جونم. خوبی؟ من با دستنوشته ای از استاد شاملو آپيدم. منتظرم تا بيای . زود باش ديگه بيشتر از اين منتظرم نزار. موفق باشی. يا علی ...

مجتبي.م

سلام ---------- تازه های ادبی به روز شد. رد می شوی به خانه ی ما هم سری بزن

رسول

" نرم نرمك مي رسد اينك بهار". با سلام و تبريک آغاز سال نو ، « آ ب زندگی » به روز شد. مشتاق ديدار . هر روزتان نوروز باد.

دقايق سرخ زندگي : فرزانه

سلام دوست خوبم...سال نو مبارک اربعين امام حسين (ع) رو هم تسليت عرض ميکنم .از اشنايی با شما و وبلاگ زيبا و پر محتوای شما خوشحالم........باز هم پيش من بيايد...ياعلی