ساقی

سلام

سلامی با نهايت درد

سلامی با نهايت بغض

سلامی در انتهای ادب

آری ادب... ادب ...ادب

عباس... عباس... ابوالفضل...

بوی ياسو ... حرم عباس و ... کربو بلا ....

راستی چه شود..

ظهر آشورا ... بين الحرمين ... کف العباس ...

ظهر بود .چه شد که به ناگاه عکس مبارک حضرت عباس از سردر خيمه اباعبدالله (ايستگاه سلواتی ثارالله) به زمين افتاد و شکست و ...

کمتر از يک ساعت بعد ...

خبر انفجار

راستی امير جان غزل های ام البنين را برايم بخوان...

دلم گرفته است...

 

 من و دستی که در راه اوفتاده

 من و مردی که چشمانش چو رود است

 دلم مهمان فرقی چاک خورده ست

 زپيش من مرو مولا که زود است

 اگر عباس اسير چشم زهرا ست

 دلم آواره چشمی کبود است

 من و چشم ابوفاضل من و يار

 من و مشکی که بر سقا وجود است

 واما مشک ... مشک ... مشک ...

 انا للله و انا اليه راجعون...  

/ 4 نظر / 10 بازدید
sallam

سلامت باشی

mehrab

سلام برادرم از آرزوی زيبايت که برای من کردی دلم گرم شد برای گذاشتن عکس هم ميتوانی به بخش پرسش و پاسخ در خانه پرشين بلاگ سر بزنی در پناه اهل بيت عليهم السلام باشی سالی پر برکت برايت آرزو مندم

فاطمه

سلام...همه دل ها به فدای ادب عباس....يا ابوالفضل...