این الحسن این الحسین

این الحسن این الحسین این ابناء الحسین صالح بعد صالح و صادق بعد صادق این السبیل بعد السبیل ...

اسلام علیک یا ابا عبدلله


صحبت از موسی وطور و ذوق عمرانی بس است

من پدر می خواستم توضیح عرفانی بس است

قرعه ی آن قبله ی سیار بر ما اوفتاد

ای خرابه غبطه بر دیوار نصرانی بس است

روح کامل گشت ومن هر روز لاغر می شوم

فصل تجرید است -از پیکر نگهبانی بس است

گریه را مخفی نخواهم کرد زیر آستین

تیغ از رو بسته ام عرفان پنهانی بس است

بوسه ای بر من بدهکاری ز وقت رفتنت

پس ادا کن قرض خود ـ این صبر طولانی بس است  

شرح مویی که ندارم بیش از این از من مخواه  

از پریشان حالی ام هر قدر می دانی بس است

هر چه خوردم زخم بود و زخم بود و زخم بود

دختر تو سیر شد از شام مهمانی بس است

یک رقیه جان از آن لبها برایم خرج کن

محفل طفلانه را آیات قرآنی بس است

 

این الطالب بدم المقتول بکربلا ...

 

باشد ظهور کند آن عزیز

/ 7 نظر / 13 بازدید
ایمان

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله وَ عَلَیَ الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِکَ عَلَیکَ مِنی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بقیتُ وَ بَقیَ اللَیلِ وَ النَهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللهُ اخِرَ العَهدِ مَنّی لِزیارَتِکُم ---------------------------------------------------------- اي ماه خون، بار ديگر از راه ميرسي و با نسيم گرم كربلايي، قصه آلاله هاي سرخ را به گوش جان مي رساني. دوباره سكوت تاريخ را در هم مي شكني و بغض ناله را از تنگناي حنجره ها آزاد مي كني. بار ديگر از راه ميرسي و برف سكوت را با آفتاب عشقي كه بر آسمان سينه داري، آب مي نمايي و آن را به اقيانوس خروشان فرياد مي رساني! اي ماه خدا! قدومت گرامي. -------------------------------------------------------- التماس دعا

ممد

اين الحسن و اين الحسين اين ابناء الحسين

یک دوست

سلام دوست من حال شما؟ ممنون که به ما سر می زنی راستی آپم المنت لله که در میکده باز است زان رو که مرا بر در او روی نیاز است خمها همه در جوش و خروشند ز مستی وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است از وی همه مستی و غرور است و تکبر وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است [گل][گل][گل][گل][گل][گل] سیدتی رقیه باب الحوائج است

شيخ محمدي

سلام اشعارتان زيباست باشد كه از آقا برايت براتي برسد انشاءالله