مسابقه توسل سبز

بنام حضرت عشق

 

مسابقه توسل سبز

 

ای آخرین توسل سبز دعای ما     

آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟

 

در این فراق تا که ببینی چه می کشیم  

بگذار چشمهای خودت را به جای ما

 

کی می شود بیایی واز پشت ابرها      

خورشید های تازه بیاری برای ما

 

اسلام علیک یا اباصالح المهدی

   ضمن تبریک و تهنیت به مناسبت فرا رسیدن ماه رجب و ماه شعبان و اعیاد خجسته این ماه های عزیز طبق سنوات گذشته برگذاری مسابقه توسل سبز را به اطلاع کلیه دوستان و سروران عزیز میرسانم .

 

موضوع : دل نوشته ها و اشعار و درد دل هایمان خطاب به

مولا یمان مهدی موعود

 

نحوه ارسال آثار : به صورت گذاشتن پیام برای این

یاداشت .

  مهلت ارسال آثار : تا پایان ماه شعبان .

 

شایان ذکر است از میان پیام های گذاشته شده به نفرات برگزیده که توسط هیئت داوران انتخواب میشوند جوایزی اهدا میگردد که البطه برگ سبزی ست تحفه درویش و سله شما عزیزان با مولایمان باد.

یاد آوری:

  ۱ . لطفآ ایمیل و ادرس وبلاگتان را به طور کامل وارد

 فرمایید تا در صورت انتخاب شدن بتوانیم برای اهدای جوایز

باشما تماس بگیریم.

  ۲. دوستانی که اشعار خود را در مسابقه  شرکت  میدهند

حتما نام شاعر را  ذکر نمایند.

 

 

 ٣. خواهشمند است این مسابقه را به اطلاع دوستان

برسانید.

 

یک شب بیا ستاره بریزم به پای تو

ای آفتاب من همه چیزم فدای تو

یک شب بیا به ما برسد ای اذان صبح

از پشت بام مسجد کوفه صدای تو

ما مدتیست خانه تکانی نکرده ایم

شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو

غیر از همین دو قطره اشکی که مانده بود

چیزی نداشتم که بیارم برای تو

از روزهای هفته سه شنبه برای من

شبهای پنجشنبه و جمعه برای تو

روزی به خاطر سفر جمکران من

روزی به خاطر سفر کربلای تو

                                                           (علی اکبر لطیفیان)

 

 باشد ظهور کنی ای عزیز

 


 

 

/ 91 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حمیدرضا جوادزاده

این ماه دشت شعریمون زیاد بود یه غزل برای حضرت معصومه (س) که برای اولین بار طعم یه غزل موفق رو بم چشوند ... این احساس خودمه شما بزرگوار هم یا تاییدش کنید یا پسندیده تر... پس منتظرم دعوتم رو زمین نندازید ...

چشمان ناچار(محمد مهدی یارجانلی)

سلام مهربانم چشمان ناچاررا با سپيدي تازه و دردي كهنه بروز كرده ام آمده ام تا به رسم ادب به حريم چشمانم دعوتت كنم منتظرم وچشم براه نقدهاي راه گشايت شادمانه ، ماندگار باشي

جاناتان

سلام امید آنکه مثل گذشته طولانی نبوده و حوصله خواندن داشته باشید[لبخند]

یه عاشق تنها..

بیایید در طوفان زندگی بجای انکه ناخدا باشیم با خدا باشیم.....

اسیر تو....

الو ، سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که ميرسد چرا حساب بنده‌ هايتان جداست

مصطفی توفیقی

وقتی در کوپه ای نشسته ای و زبان دیگران را نمی فهمی و دیگران هم این یعنی تنهایی از مشهد تا تبریز ٢٤ ساعت راه است و من در این ٢٤ ساعت به تو فکر می کنم به تو و به حمیدرضا چرا یک زندانی نمی تواند معشوقه اش را بغل کند ؟ چرا در بیانیه ی هیچ حزبی حرفی از آزادی « دوست داشتن » نیست ؟ زندان زندان زندان زندان کوپه ی قطاریست که به تبریز می رود ... ٭ ٭ ٭ در جدیدترین بروز رسانی های « آخرین سیگار » می خوانید : 1 – منتشر شد : مرثیه ای برای گنجشک ها 2 – دو ترم محرومیت از تحصیل برای مصطفی توفیقی 3 - پاسخ « مصطفی توفیقی » به دعوت « استاد ایرج جنتی عطایی » 4 – پاسخ مسئول دفتر شعر حوزه ی هنری خراسان به مقاله ی « همه ی نروداهای سرزمین من » 5 - دستگیری سه تن از اعضای اصلی کانون نشریات مقاومت مدنی و نویسندگان هیات تحریریه ی جدید نشریه ی بامداد 6 - انتشار مجموعه ای از کتابهای ممنوع الانتشار فارسی ( تالیف و ترجمه ) با همکاری کانون ایرانیان آزادی خواه استکهلم 7 - شاعران خیابان چهل و هشتم - نقدی مفصل بر شعر امروز 8 - و ... ٭ ٭ ٭ به همراه چندین

غریبه

دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد بغضی ترک نخورد و گلویی صدا نکرد انگار من بدون حضور تو راحتم وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد وقتی که دامن تو رها شد ز دست من دست گناه دامن ما را رها نکرد در روزگار ما تو بیابان نشین شدی خاکم به سر که این دل ما هم حیا نکرد توبه از اینکه دل بی بند و بار ما جایی برای آمدن یار وا نکرد